ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 146
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اصطلاح مغول ضرورت پيدا مىكند . احتمالا اين تفريق نمىتواند كاملا عامل رضايتبخشى باشد و احتياجى هم به فراتر رفتن از نياز مورد لزوم جهت فرق گذاشتن ميان صفات قومى در درجه اول و جنبههاى ملى يا سياسى در درجه دوم نيست . به هر حال ، ظاهرا تفريق ميان منقولهاى حقيقى مغولستان قبل از پراكندگى آنها به سوى جنوب در دوره چنگيزخان ، كار سادهاى نيست ، و همان مردم بعدها به هنگام پراكندگى از سرزمين نياكان خود ، به نواحى نزديك مسلماننشين ايالات غربى آسياى مركزى آمدهاند . اين همسايگان نام قوم اصلى تازه واردين را به طور نادرست تلفظ كردهاند و بعدها مورخينشان همان نام را كه ظاهرا تغيير يافته بوده در مورد اعقاب آنها به كار بردهاند . خوشبختانه نويسندگان ترك و ايرانى تغيير زيادى در اين مورد به عمل نياوردهاند ، اما تغيير جزئى انجام گرفته از سوى آنها ، در روزگار فعلى اين ابهام را ايجاد كرده كه آيا منظور از اصطلاح منقول يا مغول ، يك كلمه بوده و آيا آن دو بر يك قوم دلالت داشتهاند يا بر دو قوم . شايد بتوان پذيرفت كه منظور هر دو شكل و نيز مو - ال كه برخى از مترجمين متقدم چينى به كار بردهاند ، يك جور و يك سان بوده است . « 1 » اين امر در رابطه با نام سرزمين تا حدودى متفاوت بوده است . شايد خود منقولها هرگز نام واحدى براى تمام سرزمينهايى كه قبايلشان در آن ساكن بودهاند - يعنى براى ناحيهاى كه در نزد اروپائيان به معناى وسيع كلمه به « منقوليا » معروف است - نداشتهاند . احتمالا در روزگار چنگيزخان هر مملكت ناشناسى كه اصلا در تصرف منقولها يا مغولها بوده از سوى نويسندگان ترك و ايرانى ، صرفا مغولستان ناميده شده ؛ اما بعدها ، هنگامى كه يك ناحيه مخصوص واقع در سرحد برخى از مترقىترين و پرجمعيتترين ممالك تركان و تاجيكها ، خانه افراد قبايل منقول گرديد و حضور آنها در قالب خلق و خويى نامطلوب احساس شد ، توجه همسايگان به سوى آنها جلب گشت و از مغولان با
--> ( 1 ) . امروزه ، وقتى كه يك مغول حقيقى اين كلمه را ادا مىكند ، گوش به صراحت فرق دقيق در تلفظ آن را درمىيابد چنان كه ، مثلا در خلكا ) aklahk ( يا چخار ) rahkahc ( ديده مىشود . صداى آن در مو - غل يا مو - اول اكثرا مانند منقول و حتى گاهى منغول است . اما هميشه با صداى مصوت ا ، و هيچوقت با صداى او نمىآيد . بدون ترديد حرف مصوت اخير را بيگانگان بر آن داخل كردهاند .